باحضوری نو تا آخرش هستیم !!

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
IS
Online User


تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-11:36 ق.ظ

.facebook.

جوانان را در صفحه اختصاصی فیسبوک دنبال کنید

جوانان شاد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:شنبه 1 بهمن 1390-01:25 ب.ظ

خواستگاری از ۴۰ دختر با جعل عنوان پزشک

دو سال قبل چند دختر جوان به پلیس مراجعه کردند و خبر دادند یک پزشک از آنها کلاهبرداری کرده و علاوه بر چندین میلیون تومان پولی که از آنها گرفته وعده‌های پوشالی هم به آنها داده است. یکی از این دختران به پلیس گفت دکتر جوان به نام شاهین به او وعده ازدواج داده و با وی رابطه برقرار کرده است. در حالی‌که تحقیقات پلیس در این خصوص آغاز شده بود، چند دختر دیگر هم شکایتی مشابه را مطرح کردند. با به دست آمدن آدرس شاهین، متهم بازداشت شد. هرچند این مرد در بازجویی‌ها همه اتهامات وارده را انکار کرد، تحقیقات پلیس نشان داد این مرد ۴۱ساله سراغ دختران ثروتمند رفته و خود را متخصص اطفال معرفی ‌کرده‌ و به آنها پیشنهاد ازدواج ‌داده است. بررسی‌ها فاش کرد این مرد با به دست آوردن اعتماد زنان از آنها پول می‌گرفت و از این راه میلیون‌ها تومان به جیب زده است. زمانی‌که ماموران نام شاهین را در سیستم هماهنگ پلیس بررسی کردند، هشت بار نام او روی صفحه نمایش رایانه نقش بست و مشخص شد شاهین پیش از این هشت مرتبه به جرم کلاهبرداری توسط ماموران بازداشت شده و مدت‌ها به خاطر جرایمی که انجام داده در زندان به سر برده است.

زمانی‌که مدارک پلیس برای اثبات جرم در برابر شاهین قرار گرفت، پزشک قلابی مجبور به اعتراف شد، او گفت: روش کارم این بود که ظاهری آراسته برای خودم درست می‌کردم و زمانی‌که دختری جوان را که معلوم بود ثروتمند است می‌دیدم، جلو می‌رفتم و خودم را دکتر متخصص اطفال معرفی می‌کردم و می‌گفتم از او خوشم آمده و می‌خواهم به خواستگاری بروم. این مرد ادامه‌ داد: وقتی آدرس منزل دختر جوان را می‌گرفتم، قرار می‌گذاشتم و با گل و شیرینی به خواستگاری می‌رفتم و می‌گفتم مادرم پیر است و مریض شده و نتوانسته بیاید و برای مراحل بعدی حتما خواهد آمد. بعد هم برای اینکه بتوانم از طعمه‌ام پول بگیرم هربار نقشه‌ای می‌کشیدم، مثلا می‌گفتم مطبی خریده‌ام و چند میلیون تومان کم دارد و به این طریق پول می‌گرفتم. شاهین در ادامه اعترافاتش گفت: با پول‌هایی که به دست آوردم یک پژو ۲۰۶ خریدم و از آن به بعد با ماشین راحت‌تر دختران را فریب می‌دادم. تحقیقات در مورد پرونده شاهین در حالی ادامه داشت که شاکیان دیگری هم به پلیس مراجعه و این مرد را به عنوان خواستگاری قلابی شناسایی کردند.

در نهایت پرونده شاهین با ۴۰ شاکی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و تعدادی از شاکیان در شکایت خود مدعی شدند شاهین به آنان تجاوز کرده است. با ارسال این پرونده به شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران قاضی ساعی و چهار مستشار دادگاه رسیدگی به آن را آغاز کردند. آنها با احضار شاهین از زندان درباره او تحقیق کردند. شاهین که دارای همسر و فرزند است، اتهام تجاوز را رد کرد و گفت: قبول دارم با بعضی از این دختران رابطه داشتم اما تجاوزی در کار نبود و با رضایت آنها رابطه برقرار کردم. بعد از برگزاری چندین جلسه بازجویی و بررسی گفته‌های متهم و شاکیان پرونده، وقت محاکمه تعیین شد. در جلسه محاکمه شاکیانی که در دادگاه حاضر بودند، شکایت خود را مطرح کردند. یکی از شاکیان گفت: شاهین را در خیابان دیدم و با هم آشنا شدیم، او جلو آمد و گفت متخصص اطفال است و از من خوشش آمده و می‌خواهد به خواستگاری‌ام بیاید.

  چهره‌اش نشان نمی‌داد آدم کلاهبرداری باشد و من فکر می‌کردم آدم درست و حسابی است. آدرس خانه و شماره تلفن را دادم و گفتم در این‌باره با مادرم صحبت کند. چند روز بعد او تماس گرفت و قرار خواستگاری را گذاشت و گفت با مادرش به خانه‌مان می‌آید. روز قرار او آمد، اما تنها بود وقتی از او پرسیدیم مادرش کجاست، گفت مادرش به شدت بیمار شده و چند هفته دیگر که بهتر شد، می‌آید. او خیلی مودب بود و خیلی با احترام صحبت کرد. خانواده من هم موافقت کردند ما در این مدت با هم ارتباط داشته باشیم و بیشتر همدیگر را بشناسیم تا مادر شاهین بهتر شود و به خواستگاری بیاید. در این مدت ما همدیگر را می‌دیدیم و شاهین خیلی با من مهربان بود و خیلی ابراز علاقه می‌کرد. تا اینکه یک روز به من گفت از انگشتر من خوشش آمده و می‌خواهد شبیه آن را برای مادرش بخرد، او از من خواست انگشترم را به وی بدهم تا به طلاساز نشان دهد و یکی از روی آن برای مادرش درست کند.

من هم قبول کردم. مدتی بعد از او انگشترم را خواستم، گفت هنوز دست طلاساز است و بعد از آن هم به طور عجیبی ناپدید شد و دیگر نه شاهین را دیدم و نه انگشتر را. تنها چیزی که از او داشتم یک شماره تلفن بود. سایر شاکیان هم شکایت خود را مطرح کردند و توضیح دادند چطور شاهین با روش‌های مختلف از آنها پول گرفته و جواهرات‌شان را از چنگ‌شان بیرون‌ آورده است. آنها همچنین توضیحاتی را در مورد اینکه شاهین با آنها رابطه برقرار کرده بود به قضات دادند. سپس شاهین در جایگاه حاضر شد، او گفت: من گفته‌های شاکیان در مورد تجاوز را قبول ندارم. آنها خودشان به این ارتباط رضایت داشتند. متهم برخی از اتهاماتش را در مورد سرقت اموال دختران قبول کرد. بعد از پایان جلسه محاکمه هیات قضات شعبه ۷۷ وارد شور شدند و شاهین را به جرم کلاهبرداری و سرقت به هفت سال حبس و دو سال اقامت اجباری و ۶۹ میلیون تومان جزای نقدی در حق دولت و به جرم رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق و رد مال در حق شاکیان محکوم کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:جمعه 30 دی 1390-01:23 ب.ظ

قتل دختر دانشجوی ایرانی در تگزاس

به نقل از خبرگزاری دانشجو،گلاره باقرزاده، دانشجوی ایرانی رشته پزشکی در شهر هیوستون آمریکا به ضرب گلوله ای به قتل رسیده است.

هنوز انگیزه یا هویت عامل این جنایت مشخص نیست و تحقیقات پلیس ادامه دارد.

پلیس هیوستن جسد گلاره باقرزاده، دانشجوی ایرانی را حدود نیمه شب دوشنبه، پشت فرمان اتومبیلش در یک منطقه ثروتمندنشین شهر هیوستون پیدا کرد.

به گزارش پلیس، در زمان رسیدن ماموران، اتومبیل خانم باقرزاده به دیوار یک گاراژ برخود کرده بود و هنوز موتور روشن و چرخها در حال چرخیدن بودند.

گروهبان بولتون به یک تلویزیون محلی گفت: زمانی كه خانم باقرزاده مشغول صحبت با دوستش بوده است دوست وی یک صدای بلندی را روی گوشی خود شنیده، او به یاد نمی آورد صدای شلیکی شنیده باشد، فقط یک صدای بلند و بعد صدای بکسوبات، مثل صدای دور شدن اتومبیل دیگری به گوشش رسیده.

پلیس می گوید با دوست خانم باقر زاده صحبت کرده ولی او را مظنون نمی داند.گلاره باقرزاده، سی ساله، در رشته فن آوری ژنتیک مولکولی در مرکز مبارزه با سرطان آندرسون در هیوستون مشغول به تحصیل بوده و به گفته ویکتور سنتیز، سخنگوی پلیس او همچنین از فعالان حقوق زنان ایرانی بوده و در اکثر تجمعات این فعالان حضور داشته است.

به گفته این سخنگو، هنوز مشخص نیست که قتل خانم باقرزاده به گذشته خود او مربوط می شود یا ممکن است با فعالیتهایش ارتباطی داشته باشد.

در هر حال پلیس اعتقاد دارد ضارب یا او را تعقیب کرده یا در آن نقطه منتظر او بوده است.

به گفته پلیس خانم باقرزاده دشمنی ندارد و انسانی محبوب و دلسوز بوده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-01:22 ب.ظ

هدیه تهرانی و خانه قاجاری اش در شیراز

در حالی که صحبت‌هایی مبنی بر حمایت مالی از آن مطرح شده بود.

به گزارش یک پارس به نقل از ایسنا, خانه «کشمیری» در سال ۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ثبت شد و حدود سه سال پیش به تملک هدیه تهرانی بازیگر سینما درآمد.

کیارش اقتصادی نظریه‌پرداز خوشه‌سار بومی که در احیای این خانه مشارکت داشته است، درباره آخرین وضعیت آن توضیح داد: «این خانه با مشارکت مردم در حد آبرومندی احیا شده است؛ ولی اقامتگاه مسافران به‌شمار نمی‌آید، بلکه یک «احیاخانه» است.» او ادامه داد: «جنس «احیاخانه»ها از نوع اقامتگاه‌های بومی نیست؛ ولی علاقه‌مندان به احیا یا زندگی در فضاهای تاریخی برای مدتی می‌توانند به این خانه‌ها وارد شوند و ضمن زندگی کردن در آن‌ها، برای احیای این خانه‌های قدیمی کمک کنند.» او درباره حمایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از خانه‌های تاریخی برای احیا و مرمت آن‌ها با توجه به تعهدات مالی که گاهی به صاحبان آن‌ها می‌دهد، مانند «خانه نُقلی» در کاشان، گفت: «این سازمان معمولا به احیاگران می‌گوید وام موجود است؛ ولی در عمل فقط تعداد کمی موفق می‌شوند وام بگیرند و تعداد زیادی نمی‌توانند این وام را دریافت کنند که همین موضوع، صاحبان این خانه‌ها را کلافه می‌کند.» او بیان کرد:‌ «سازمان میراث فرهنگی مدام به صاحبان خانه‌های تاریخی که برای احیا و مرمت تصمیم گرفته‌اند، می‌گوید وام بگیرید؛ ولی در نهایت از پرداخت وام خبری نیست.

چرا وقتی روشی مانند «آموزآباد» برای احیای بدون پول وجود دارد، باید به این وعده‌ها امیدوار بود؟!» اقتصادی ادامه داد: «ما آثار تاریخی زیادی داریم؛ ولی بودجه و مدیریت دولتی محدود است. در عین حال، انگیزه‌ی مردم برای احیا یا زندگی کردن در فضاهای تاریخی زیاد است که با طرح «آموزآباد» می‌توان این آثار را احیا کرد.» او اظهار کرد: «خیلی‌ها دوست دارند خانه‌ای قدیمی داشته باشند تا آن را احیا کنند یا مالکیت آن را داشته باشند، در حالی که با طرح «آموزآباد» بدون این‌که هزینه کلان برای خرید خانه‌ای تاریخی بپردازند، می‌توانند برای مدتی در این خانه‌ها اقامت و به احیای آن‌ها‌ هم کمک کنند.» او در ادامه درباره خانه قاجاری هدیه تهران که گفته می‌شود سازمان میراث فرهنگی متعهد به کمک مالی برای احیا و مرمت آن بود، گفت: «از وام این خانه که خبری نشد؛ ولی ما با استفاده از مدل «آموزآباد» آن را در حد آبرومندی احیا کردیم و ظرفیت آن تا ۱۴ نفر اعلام شد.

البته این خانه، اقامتگاه مسافران نیست، بلکه «احیاخانه» است.» او بیان کرد: «افرادی که به این خانه آمده‌اند، می‌دانند اینجا اقامتگاه مسافرتی نیست و ما خدمتگزار آن‌ها نیستیم، بلکه میزبان هستیم و افرادی که برای مدتی در این خانه اقامت دارند با انجام کارهایی به احیای آن کمک می‌کنند.»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:جمعه 1 مهر 1390-08:14 ب.ظ

گشایش نمایشگاه بین‌المللی خودرو فرانکفورت 2011


نمایشگاه بین‌المللی خودرو در فرانکفورت که به صورت دوسالانه برگزار می‌شود، پراهمیت‌ترین نمایشگاه در نوع خود به شمار می‌رود و در این نمایشگاه از ۱۵ تا ۲۵ ماه سپتامبر، بیش از 1000 شرکت فعال در عرصه‌ خودروسازی و محصولات خودرو از ۳۲ کشور جهان دستاوردهای خود را به نمایش می‌گذارند. امسال نیز بیش از هزار غرفه‌گذار از 32 کشور جهان از جمله ۷۵ شرکت خودروسازی در مساحتی بالغ بر 235 هزار متر مربع در نمایشگاه خودروی فرانکفورت 2011 حضور دارند.

شرکت های اتومبیل سازی که بعلت بحران اقتصادی در جهان دوران سختی را می گذرانند، در نمایشگاه فرانکفورت ۲۰۰ مدل جدید از خودروهای خود را عرضه مینمایند. این در حالیست که افت فروش اتومبیل در امریکا و اروپا که از بحران اقتصادی امسال ناشی میشود، صنایع اتومبیل سازی را در بین متضرر ترین سکتور ها قرار داده است بطوریکه شصت و چهارمین نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت، درب های خود را در یک چنین شرایطی باز کرده است.

به گفته‌ی ماتیاس ویسمان، رئیس اتحادیه صنایع خودروسازی آلمان، میزان فروش اتومبیل در جهان در سال جاری ۶ درصد افزایش خواهد یافت. شعار امسال نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت که هر دوسال یکبار بطور متناوب با نمایشگاه پاریس ترتیب می یابد ، " آینده استاندارد خواهد شد" میباشد. فضای نمایشگاه امسال 25 درصد از نمایشگاه دو سال پیش بزرگتر است. برگزارکنندگان پیش‌بینی می‌کنند که بیش از ۸۰۰ هزار نفر از این نمایشگاه بازدید کنند. محوریت اصلی نمایشگاه قبلی خودروی فرانکفورت با خودروهای برقی بود. پیش‌بینی شده است در نمایشگاه امسال نیز خودروهای برقی و هیبریدی حضور چشمگیری داشته باشند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه عکس ها رو از دست ندید ببنید که چقدر علم وطراحی پیشرفت کرده البته در تولید ماشین


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:یکشنبه 5 تیر 1390-08:02 ب.ظ

برگشتیم

سلام

امدیم با وبلاگ جوانان شاد (شیخ....)

بانظر سنجی که در وبلاگ جدید بود شما عزیزان از تغییر ادرس وبلاک استقبال چندانی نداشتید

جوانان تصمیم گرفت به آدرس قبلی خودش برگرده اما با حضوری نو .....

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:سه شنبه 24 اسفند 1389-02:53 ب.ظ

چهار شنبه سوری

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنجه دزدیده یا اندرگاه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.[۱]

در گاه‌شماری زرتشتی یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماه‌ها به‌حساب می‌آمده و «پنجه» نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود. در این گاه‌شمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود.[۲] ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.[۳]

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.[۴]

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود[۵] که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.[۶] به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

رقص با آتش

امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.[۷] در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.[۸]

البته مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود.[۹] جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.

پیشینه

 

تصویری از یکی از دیوار نگاره‌های چهل‌ستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبه‌سوری به تصویر کشیده‌است.

جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.[۱۰][منبع دقیق نیست]

جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا می‌گشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته‌ها تقسیم نمی‌کردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته‌است که به‌نام یکی از فرشتگان خوانده می‌شد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.[۱۱][منبع دقیق نیست]

مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بوده‌اند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.[نیازمند منبع]

برخی آیین‌های سوری

سال نو - کوزه نو

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

پختن حلوا

فال‌گوشی و گره‌گشایی

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

قاشق‌زنی

نوشتار اصلی: قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.

شال انداختن

شال‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

شیراز

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند.[۱۲]

اصفهان

افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه‌سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.[۱۳]

تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است.در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله « آتیل ماتیل چرشنبه بختیم آچیل چرشنبه» را میگفتند.آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب می‌ریزند.[۱۴]

منتقدان چهارشنبه سوری

نویسندگان و نظریه‌پردازانی نیز بوده‌اند که جشن‌های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند.[۱۵] در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را «مستلزم ضرر و فساد» دانست و خواستار اجتناب ازآن شد.[۱۶] مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست.[۱۷] مکارم شیرازی نیز چهارشنبه سوری را حرام دانست و گفت:چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد.[۱۸

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 



  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5