تبلیغات
جوانان شاد ! ! - مطالب مطالب طنز

باحضوری نو تا آخرش هستیم !!

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
IS
Online User


تاریخ:یکشنبه 11 تیر 1391-09:22 ق.ظ

سوال . جواب هوجو

چرا همه چیزو سخت میگیریم

*درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش!

*اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه!

*چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون انکه

ترک بردارد؟

زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد!

*علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج!

*علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات!

*چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام!

*چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب!

*اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد!

*یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست شبها می خوابد!

*چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد!

*اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه

پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خواهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ!

*اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را

درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده!!!‬





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 
تاریخ:یکشنبه 11 تیر 1391-09:17 ق.ظ

تفاوت بین وبلاگ دختر و پسر

سلام

تو چند پست قبلی برگشتم به اصلیت وبلاگ یعنی شعر وگل وبلبل

اما تو این پست دوباره می خام برگردم به=شکلک

توی این پست می خام تفاوت وبلاگ پسر ودختر رو تو عکس بگم

اول وبلاگ یه دختر:

وبلاگ دختر


وبلاگ یه پسر:

وبلاگ پسر


البته بلانسبت ایلیا (وبلاگ پسر ایرونی)چون:


راستی نظر یادتون نره

در ضمن عکسی که مال وبلاگ دختره را واقعا از وبلاگ یه دختر گرفتم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز  گالری عکس 
تاریخ:دوشنبه 26 دی 1390-06:48 ب.ظ

تفاوتهای میان زنان و آقایان

این روزها در هر گوشه و کنار با نوشته‌هایی رو به رو می‌شویم که به تفاوت میان زن و مرد اشاره دارند، اما گرچه تفاوت‌های فیزیکی جالبند اما دانستن تفاوت‌های روانی زن و مرد، بیشتر می‌تواند به ما کمک کند تا ارتباط مؤثری با یکدیگر برقرار کنیم و توقعات یکسان و مشابهی از  یکدیگر نداشته باشیم.

 

یکی از جالب‌ترین تفاوت‌های میان زن و مرد که بر سایر رفتارهایشان هم اثر می‌گذارد نگرش آنها به دنیاست.

مردان دنیا را از دیدگاه متمرکز نگاه می‌کنند در حالی که زنان دنیا را از دیدگاه منبسط می‌بینند.

آگاهی جنس مذکر به تدریج یک جزء را به جزء دیگر مربوط می‌سازد تا به کل برسد که این با جزء یا کل‌نگری تفاوت دارد.

اما آگاهی جنس مؤنث که منبسط است تصویر کلی را می‌گیرد و به تدریج اجزای درون آن را کشف می‌کند.

همین آگاهی جنس مؤنث باعث می‌شود زنان علاقه بیشتری به عشق، ایجاد ارتباط، مشارکت، همکاری و هماهنگی و سازش داشته باشند، در حالی که آگاهی متمرکز مردها، آنها را بیشتر به سمت ایجاد نتایج، رسیدن به اهداف، رقابت، کار، منطق و تأثیرگذاری سوق می‌دهد. 

حالا به برخی رفتارهای خانم‌ها و آقایان اشاره می‌کنیم که تا حد زیادی از این نگرش نشأت می‌گیرد:

 

ورود به اتاق! وقتی مردی وارد اتاق جدیدی می‌شود نقطه‌ای را انتخاب می‌کند، به طرف آن می‌رود به چیزی نگاه می‌کند و بعد به چیز دیگر و بعدش باز به چیزی دیگر. این کار را ادامه می‌دهد تا به تدریج تصویری از محیط بسازد.

 برعکس وقتی یک زن وارد همان اتاق می‌شود در یک نگاه سریع، تقریباً خود به خود به خیلی چیزها نگاه می‌کند و تمام اتاق را به یکباره می‌بیند. او به رنگ دیوارها، عکس‌ها و این که اتاق چگونه تزیین شده دقت می‌کند سپس وقتی تصویری از کل محیط دارد، یک نقطه را برای نشستن انتخاب می‌کند.

 وقتی زن و مردی وارد یک نمایشگاه می‌شوند شما می‌توانید تمرکز مردانه را هنگامی که یک مرد بسیار سریع و هدفمند از یک غرفه به غرفه دیگری می‌رود ببینید، در عوض زن انگار همه چیز را در درون خود جای می‌دهد و سپس به اکتشاف و تجسس جزئیات می‌پردازد.

 

کیف‌های زنانه؛ کیف‌های مردانه! زنان اغلب از کیف‌های بزرگ و سنگین با روکش‌های زیبا استفاده می‌کنند و در عوض کیف مردان سیاه یا قهوه‌ای و مخصوص حمل وسایل کاملاً ضروری مانند: گواهینامه رانندگی، کارت ماشین، اسکناس و… است.

در کیف خانم‌ها هر چیزی را که احتمالاً خودش یا دیگران ممکن است به آن احتیاج داشته باشند، می‌توان پیدا کرد. قرص سرماخوردگی، قرص‌های مسکن یا ویتامین، سنجاق سر، آئینه، ناخن‌گیر، مداد، خودکار، کاغذ، دستمال کاغذی، دسته کلید، مسواک، خمیردندان، یک آلبوم کوچک، چای کیسه‌ای، کتاب جیبی مورد علاقه، عینک آفتابی، سوهان ناخن و ده‌ها وسیله ریز و درشت دیگر.

 کمتر مردی می‌تواند یک روز با چنین کیفی سر کند!

مکالمه با تلفن! مردها در حین صحبت با تلفن دوست ندارند با کس دیگری صحبت کنند، انرژی مردانه خواهان آن است که در یک لحظه بر روی یک موضوع متمرکز شود، در حالی که یک زن قادر است با تلفن صحبت کند، از سوختن شام جلوگیری کند، بچه‌اش را آرام کند، متوجه شود شوهرش به او چه می‌گوید و…

هوشیاری منبسط او اجازه می‌دهد تا مراقب چیزهای زیادی باشد.

رانندگی! رانندگی اتومبیل وضعیت دیگری است که این تفاوت‌ها را آشکار می‌سازد.

هرگز سعی نکنید با مردی که در حال رانندگی است گفت و گوی خصوصی داشته باشید. تمرکز یک مرد در رسیدن به هدفش در مؤثرترین شیوه ممکن است.

اما متأسفانه زن‌ها گوش ندادن مردها را بد تعبیر می‏کنند یا خیال می‌کنند توجهی به آنها ندارند!

اما کدامیک از این دیدگاه‌ها بهتر است؟ بدیهی است هر دو طرز تلقی می‌تواند صحیح و درست باشد.

دیدگاه‌های همدیگر را بشناسیم و ارتباط مؤثرتری برقرار کنیم!

 چند تفاوت دیگر زن و مرد را در تصاویر بدون شرح درادامه مطلب ببینید:

 


ادامه مطلب به همراه عکسهای جالب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 
تاریخ:شنبه 25 تیر 1390-05:15 ب.ظ

(طنز)

       چرا سوال بیهوده ؟! (طنز) 


عکس  خنده  دار



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!



رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!



رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!



کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !



رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.



رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد



رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم



رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده



دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم



تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال



به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره...
میگه، به سلامتی مسافرین؟...

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش


رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه





ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-09:08 ب.ظ

می دانستید برای ایرانیها جوك هم ساخته اند؟

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می كرد كه سالها بچه دار نمی شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!

روز اول یك شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان كار، هنگامی كه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره ای روبرو شد؟
فكركنید. شما هم یك ایرانی هستید.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می زدند كه پس این مردك چرا مغازه اش را باز نمی كند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-09:05 ب.ظ

تبعیضات ظالمانه بین زن و مرد

اگر مردی زن نگیرد عاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند ، «بیخ ریش پدرش مانده» است

اگر مرد شبها تا صبح بیرون از منزل بماند ، «مهمانی» بوده است ولی اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بیاد «ددر» رفته بوده و رفیق دارد

اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بی ادب و دریده» است

اگر مرد ضیف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولی اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بی عرضه و شلخته» است

اگر مرد ساعتها با کسی در گوشی صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زنی قدری حرف بزند «وراج» است

اگر مرد در حضور دیگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولی اگر زن اینکار را بکند «بی حیا» است

اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولی اگر زن پر خور باشد «شکمو» است

اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچلیش ولی اگر زنی سی و پنج سال بیشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است

اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زنی خراّج از آب در بیاید «خانه خراب کن» است

اگر مرد خسیس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخیل باشد «گدا» است

اگر مرد موهایش سفید شده باشد «پخته و موقر» است ولی اگر زن موهایش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پیر کفتار» است

اگر مرد کم حرف باشد «متین و سنگین» است ولی اگر زن کم حرف بزند «از خود راضی و اخمو» است

اگر مرد سبیل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگی و زینت» است ولی اگر زنی موئی در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 
تاریخ:پنجشنبه 26 اسفند 1389-04:10 ب.ظ

مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت

 

مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده 
در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست 


مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟ 
مشتری : یک کامپیوتر سفید... 


مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم 
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟ 
مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده 
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم... 
مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ... 


مرکز : روی آیکن 
My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن. 
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟ 


مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟ 
مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم. 
مرکز : میشه لطفاً روی 
Start کلیک کنید و ... 
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی! 


مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه... 


مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم... 
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟ 
مشتری : نه. 


مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟ 
مشتری : یه خرس 
Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده. 


مرکز : و الآن 
F8 رو بزنین. 
مشتری : کار نمی کنه. 
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟ 
مشتری : من کلید 
F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته... 


مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه. 
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟ 
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم. 
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید. 
مشتری : باشه. 
مرکز : کیبورد با شما اومد؟ 
مشتری : بله 
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟ 
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار می کنه! 

10 
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک 
a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست. 
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟ 

11 
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه... 
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟ 
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد. 
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟ 
مشتری : پنج تا ستاره. 

12 
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟ 
مشتری : 
Netscape 
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست. 
مشتری : اوه، ببخشید... 
Internet Explorer 

13 
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک 
Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه! 

14 
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟ 
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟ 
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟ 
مشتری : من داشتم توی 
Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟ 

15 
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ 
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم. 
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟ 
مشتری : خوب، من حرف 
a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مطالب طنز 



  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5