باحضوری نو تا آخرش هستیم !!

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
IS
Online User


تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-11:36 ق.ظ

.facebook.

جوانان را در صفحه اختصاصی فیسبوک دنبال کنید

جوانان شاد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خبرنامه 
تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-01:02 ب.ظ

عروس شدن دومین بازیگر مشهور ایرانی در سال ۹۰+ عکس

لاله اسکندری، بازیگر صاحب نام سینما و تلویزیون به تازگی به خانه بخت رفته و زندگی مشترکش را آغاز کرده است. آن طور که از شنیده‌ها حاکی است، همسر لاله خانم در عرصه هنر فعالیت نمی‌کند و شغلش آزاد است. اسکندری که این اواخر سریال «همچون سرو» را روی آنتن داشت، بیشتر از بازیگری روی هنر کاشی‌کاری متمرکز شده بود و چندین نمایشگاه هم برگزار کرد. اسکندری سال گذشته کاشی‌کاری دیوار غربی بزرگراه مدرس را برعهده داشت و حدود یک ماه قبل هم کار دیوار شرقی را به اتمام رساند و قرار است نمایشگاهی هم در شهریورماه برگزار کند. پس از خبر شنیدن ازدواج بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل، این دومین خبر ازدواج بازیگران است که در سال ۹۰ به گوش رسیده است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 10 تیر 1391-12:58 ب.ظ

تصاویر برخورد با بدحجابی و مانکن‌ها در برج میلاد

ردار احمدرضا رادان ، جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز در این خصوص به ایسنا گفت: پلیس اجازه برپایی مراسم و یا نمایشگاه‌هایی که در آن حجاب و عفاف رعایت نشود را نمی‌دهد.وی با اشاره به دستگیری یکی از هنرپیشگان زن سرشناس به علت بدحجابی در محل برج میلاد افزود: نیروی انتظامی بارها تاکید کرده است از برگزاری مراسمی که در آن عفاف و حجاب رعایت نمی‌شود، جلوگیری می‌کند.وی افزود: امروز(روز دوشنبه) در مراسمی که در محل سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شده بود، پلیس از ورود افراد بدحجاب به آن ممانعت کرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-07:04 ب.ظ

تقدیم به قهرمان ملی!!! جناب اصغر فرهاد....

معلممان امروز با یک کت شلوار نو آمد سر کلاس و یک گل هم روی یقه کتش بود صورت را ۷ یا ۸ تیغه کرده بود سیبیل و موی خودش را به رنگ شماره ۱ پر کلاغی رنگ کرده بود کلا در فلان جا عروسی بود !

 

 

 

روی تخته عکسی را نصب کرد و با خنده نشست روی صندلیش. آن مرد اخمو که تا به حال نمیخندید شاد بود! داستان چیست؟یکی از بچه پرسید آقا این عکس چیست روی تخته؟ معلم با لبخند و با غرور جواب داد این عکس یک ایرانی واقعی و یک مرد با صلابت و فکور ،دانشمند ،علامه ،خوش تیپ با فرهنگ و آزاد اندیش است.احمد از ته کلاس پرسید یعنی کی آقا؟

معلم لبخندش را قورت داد و گفت بچه : این اصغر فرهادیه …. نمیشناسید …..

بچه ها همه با تعجب گفتند: نه

معلم که ناراحت شده بود دفتر حضور غیاب را باز کرد و می خواست شروع کند ….. که جواد از ته کلاس پرسید: آقا این اصغر خان چیکار کرده؟ معلم خرکیف شد و گفت:پسرم ایشون نام ایران را بلندآوازه کرده است.

بچه ای از سمت راست کلاس پرسید یعنی مدال آورده؟معلم گفت بالاتر عزیزم! ایشون اسکار گرفته است. بچه ها حال کردن گفتند: از کجا آورده؟ گفت از آمریکا …

معلم بلند شد چند قدمی زد و گفت:

این مرد یک اسطوره است تمام هستی خود را برای ایران داده . محمد از ته کلاس گفت یعنی شهید شده است؟معلم گفت نه پسرم این اسطوره زنده است.

یکی از بچه هاگفت :خوب شهدا هم زنده هستند.معلم که کم کم داشت عصبی می شد گفت: این چرت و پرت ها قدیمی شده باید به فکر دموکراسی بود! یکی بی اجازه گفت: دموکراسی را در فیلم می شود ؟معلم که آمپرش روی نود درصد بود گفت : هر چیزی می تواند نشانه دموکراسی باشد ندیدی جناب استادفرهادی گفت ما عاشقان دموکراسی و آزادی هستیم؟

پس او اسطوره زنده ماست . نوه یک شهید گفت اصغر آقا ترکش خورده یا چند گلوله برای آزادی ملت ها شکلیک کرده است؟ معلم که عینکش را برداشته بود گفت: او با قلمش میجنگد و من با صدای رسا گفتم ببخشیدآقا کدام قلم؟معلم باعصبانیت گفت قلم آزادیخواهی و اینکه بفهمانی دیکتاتوری نمیماند و غبار دیکتاتوری ایران را گرفته ….

یکی از بچه ها بی مقدمه گفت آقا بوسیدن زن ها حرام است؟

 

 

معلم آب دهنش را غورت داد و گفت:در عصر امروز ما این چه حرفی است ؟استاد فرهادی باید نشون بده ما صلح طلبیم بوسیدن قهرمان هم خیلی خوبه.

محمد گفت : آقا راست میگه بچه ها مادر بزرگم وقتی داشت خواهر زاده شهیدش رو می بوسید گفت دارم یک قهرمان رو میبوسم .

معلم که دست پاچه شده بود گفت مهم اینکه نام مارو بلند آوازه کرده است هرجوری باشه …… فریبرز گفت ولی احمدی روشن هم یک قهرمان ملی بود …… معلم با یک هوار حرفش را قطع کرد و گفت ما انرژی هسته ای نمیخایم ما نفت داریم سکوتی مهیب کلاس را گرفت و معلم با بغضی همراه با عصبانیت گفت: امروز چی داریم داوود با صدای آرام از نیمکت اول گفت: املا آقا معلم !

معلم گفت :برگه ها روی میز …. بنویسید…. اصغر فرهاید یک ایرانی واقعی وملی است …..

 

دیروز همه بچه ها برگه ها راسفید تحویل دادند…




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1391-12:22 ق.ظ

خسته شدم

 سلام
 این وبلاک خیر سرش 2 مدیر داره ....اما چند ماه درست حسابی بروز نمیشه اون رفیقمون دنبال کنکور این حرفاست منم خودم یکی دیگه هستم دنیال گرفتاریام هستم . خلاصه مارو ببخشید . منتظر ما باشبد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-06:01 ب.ظ

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

یکی از اساتید که مدت زیادی نیست که به سمت استادی یکی از دانشگاههای تهران نائل اومده نقل میکرد که ... :

سر یکی از کلاس هام توی دانشگاه ، یه دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت : استاد ! خسته نباشید !!! البته منم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و عین خیالم نبود ! یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش ! به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم:

خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

همه کلاس  منفجر شدن  از خنده ،

 

نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!!

 

هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-05:52 ب.ظ

تیکه استاد

یه استاد داشتیم هر سری می آمد سر کلاس به دخترا تیکه می انداخت. یه بار دخترا تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون. قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه بعد یه کم دیر میاد سر کلاس، می گه از انقلاب داشتم می آمدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم چه خبره؟ گفتن دارن با کارت دانشجویی شوهر می دن! دخترا پا می شن برن بیرون، استاده می گه کجا می رید؟ وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :41
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو